حتی اگر نخواهی
انتهای تمام این سطور به تو میرسد
توی که هر جمعه قربانی ات می کنم
برای خدای وجدانم
خداست که جمعه می کشد و شنبه رستاخیز میکند
و هیچگاه دیر نمی کند
وهیچ گاه دیر نمی کند
حتی اگر از یادش هم برود
اسماعیل را قربانی میکند
وصاحب الزمان است که بهتر از فضانوردان به اسمان می رود
وحد نصاب جهانی عروج را بدست می اورد
درخت همیشه انبوه تمام نیایش هاست
ومن انبوه تمام شکایتها
میان دیوار سیگار نئشه گی
و ساعتی که میخ شده به دیوار
وبرای اغاز روز جمعه ۱۲ بار می زند
وبرای هر شکایتم تیک می زند وتاک می کند
تیک تاک تیک تاک
تیک تا تیک تا
تیک ت تیک ت
تیک تیک
تی تی
ت ت
.....(سکوت)
و ساعت هم قربانی شد .
محمد کمالاتی
تنهایی ام نزدیک به اتمام است
انتهای راهی که شروعش را به یاد ندارم
مهران امیر حسینی
هفتمین سین سر سفره ما سیب که شد سال نو امد واین حادثه تصویب که شد
ایه حول والاحوال که من می خواندم وقتی از جانب چشمان تو تکذیب که شد
انتظار وهوس دیدن و شب بیداری با هجوم تبی از سمت تو ترغیب که شد
همه بر روی خطی از جلواز راست نظام در من ساده ی وامانده به ترتیب که شد
اصلا از روز ازل باعث بدبختی بود ادم از خوردن سیبی به سراشیب که شد
پی به عمق نفس حادثه بردم ،وقتی هفتمین سین سر سفره ما سیب که شد
روح خدا محمدی
این وبلاگ از امروز پذیرای مطالب شماست.
مدیریت![]()