تنهایی ام نزدیک به اتمام است
انتهای راهی که شروعش را به یاد ندارم
مهران امیر حسینی
هفتمین سین سر سفره ما سیب که شد سال نو امد واین حادثه تصویب که شد
ایه حول والاحوال که من می خواندم وقتی از جانب چشمان تو تکذیب که شد
انتظار وهوس دیدن و شب بیداری با هجوم تبی از سمت تو ترغیب که شد
همه بر روی خطی از جلواز راست نظام در من ساده ی وامانده به ترتیب که شد
اصلا از روز ازل باعث بدبختی بود ادم از خوردن سیبی به سراشیب که شد
پی به عمق نفس حادثه بردم ،وقتی هفتمین سین سر سفره ما سیب که شد
روح خدا محمدی