تبليغاتX
کانون شعر دانشگاه بیرجند - یاد داشت های روزانه

بخشی از پشت سرش را بریده ، در اورده اند . خورشید و همه عالم ان تو سرک می کشند. این وضع کفرش را در می اورد. نمی گذارد حواسش به کارش باشد ،

و از همه بد تر اعصابش خرد شده که تنها او از تماشای منظره پشت سرش محروم مانده است.

                                            یادداشت های روزانه  فرانتس کافکا

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 21:7 توسط کانون شعر |