در حیاط بی حصار خانه من
سگها اینقدر ازادی دارند که توله هایشان را بلیسند
می دانی چیست ؟
به نظر می رسد که زندگی مشکل نیست ،بلکه مشکلات زندیگیند!
می بینی؟
می بینی به چه روزی افتاده ام !
حق با تو بود
می بایست می خوابیدم
اما به سگها سوگند
که خواب کلک شیطان است تا از شصت سال عمر
سی سالش را به نفع مرک ذخیره کند
می شود به جای خواب به :
ریل ها
کفش ها
و چشم ها فکر کرد
و نتیجه گرفت که با وفا ترین جفت های عالم
کفش های ادمیانند .
می شود به زنبور های فکر کرد که دنیای به ان بزرگی را گذاشته اند
و امده اند زیر سقف خانه ما خانه ساخته اند
حسین پناهی